حقیقت اینه که من خیلی بدعکسم!
حقیقت بعدی اینه که دلیل عکاس شدنم همین بود!
میخواستم تو هیچ عکسی نباشم:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
دیروز با شهرزاد رفتیم شهر کتاب خیابون اردیبهشت، همونی که سروش صحت تاسیس کرده؛ یه حیاط و کافه و برگ زرد و نارنجی و یه ساختمون پر از کتاب!
خیابونشم که دریای برگ رنگی بود؛ قشنگترین جایی بود که دو سه سال اخیر دیدم...
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
تو از کجا پیدات شد که با دلم حرف زدی؟
من عاشق این رابطم؛ به زندگیم خوش اومدی:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
یه وقتایی آرشیو میخونم و به همین برکت یادم نمیاد اصلا اینارو در مورد کی نوشتم!
تو بعضی پستا شبیه یه عاشق حیران و بیچارهام ولی معشوق رو یادم نمیاد!:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
یکی از برنامههای سالگرد ازدواجمون اینه که یه پیتزای خانواده رو دو نفری بخوریم. راستش هدف من از طرح این برنامه این بود که یک روز در سال یه غذای سیر بخورم! ولی وقتی بهش فکر میکنم هیچ تصوری از " سیری" ندارم!
شاید ده سالی میشه که غذای کامل نخوردم؛ همش رژیم و اضافه وزن و کمبود اعتماد به نفس! خدایا خودت باربیم کن
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
اعضای بدن با "گاف" :
-گوز :/
-گوز که اعضای بدن نیست :!
-اگه تو پلاستیک نگهش داری که فرار نکنه عضو بدن میشه دیگه:/
-:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی